تبلیغات
دیلایت - برین عقب زرنگ اومد... (شعر طنز)

برین عقب زرنگ اومد... (شعر طنز)

برین عقب زرنگ اومد...

 

برین عقب زرنگ اومد تو متر

یه لحظه وایسا داشته باش آقارو

روپله برقی راه میره زرنگه

یه جای کار این آقا میلنگه

این برس کنار پله س زرنگ!

کفشاتو با برس تمیز کن قشنگ

برو جلو به آدما راه نده

آدم بودن واسه زرنگا بده


ادامه ی شعر در ادامه ی مطلب...

هل بده مردمو برو جلوتر

اگه تونستی از روپله بپر

بدو زرنگ بدو قطار راه افتاد

بدو تو راهرو با سرعت باد

در قطار بسته شد ای وای! خطر!

خطرچیه؟ پاتو بذار لای در

پاتو بذار در قطارو وا کن

خودت رو تو واگن یه جوری جا کن

هل بده جا بگیر و پا لگد کن

زرنگی کن! خط قرمز و رد کن

زرنگ آقا جاخالی پیدا کرده

خوب خودشو رو صندلی جا کرده

به راحتی رو صندلی نشسته

جوونه، نه پیر و مریض و خسته

پیر و مریض و بچه دار سرِ پا

زرنگ آقا راحت نشسته اونجا

می خنده مشغول موبایل بازیه

خوشحاله، خیلی از خودش راضیه

تو مثل دیگرون نیستی زرنگی

باهوش و خوش تیپی و قشنگی

مقررات واسه زرنگا که نیست

اخلاق و قانون و چراغ و پلیس

به حرف هیچ کسی نباس گوش بدی

تو که عمری دم از زرنگی زدی

واسه زرنگا افت داره داداش جون

عقل و مقررات و نظم و قانون

زرنگ که مغروره و باد می کنه

هرکاری که دلش بخواد می کنه

برین کنار! زرنگ اومد ماشاللا!

زرنگ آقا! چش نخوری ایشاللا!

 

«اسماعیل امینی»





موضوع: شعر طنز،
[ سه شنبه 24 آذر 1394 ] [ 12:48 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]