تبلیغات
دیلایت - فروغ فرخزاد - عشق

فروغ فرخزاد - عشق

من سردم است،

من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد.

ای یار، ای یگانه ترین یار، آن شراب مگر چند ساله بود ؟

نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد ،

و ماهیان چگونه گوشتهای مرا می جوند.

چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه میداری ؟

من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم ،

من سردم است و میدانم ،

که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی

جز چند قطره خون

چیزی به جا نخواهد ماند .

خطوط را رها خواهم کرد

و همچنین شمارش اعداد را رها خواهم کرد

و از میان شکل های هندسی محدود ،

به پهنه های حسی وسعت پناه خواهم برد

من عریانم عریانم عریانم...

مثل سکوت های میان کلام های محبت عریانم

و زخم های من همه از عشق است

از عشق عشق عشق ...

 

(فروغ فرخزاد)





موضوع: هنری، شعر،
[ دوشنبه 26 بهمن 1394 ] [ 01:23 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]