تبلیغات
دیلایت - یعنی که...

یعنی که...

تفکیک کردی زوج را از فرد، یعنی که
از گرمی دستت شدم دلسرد، یعنی که

عاشق نبودی تا بفهمی حال و روزم را
کاری که عشقت با وجودم کرد، یعنی که

مانند هیزم های مصنوعی شومینه
می سوزم و پایان ندارم، درد یعنی که

محتاج دستان کسی باشی که می خواهد
آواره باشد در خودش این مرد، یعنی که

شب ها به دور از تکیه گاه و سرپناهی امن
باشد رفیق یک سگ ولگرد، یعنی که

چیزی نماده تا ته این جاده ی بن بست
این راه های بی برو برگرد، یعنی که

یک روز شاید زود، شاید دیر... می فهمی
زخم زبان مردم نامرد یعنی چه...

(امید صباغ پور)




موضوع: هنری، شعر،
[ پنجشنبه 27 مهر 1396 ] [ 09:43 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]