مترو تهران


مترو تهران به جایی رسیده که هرکی حس کنه چیزی توی کیفش اضافیه پا میشه میفروشدش!!!


همین روزهاس که دیگه دست فروش ها از مسافرها بیشتر بشن... می گی نه نگاه کن!





موضوع: اجتماعی، دل نوشته،
[ دوشنبه 29 دی 1393 ] [ 10:28 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

به تو چه؟؟؟

من اگر کافر و بی دین و خرابم به تو چه؟

من اگر مست می و شرب و شرابم به تو چه؟

تو اگر مستعد نوحه و آهی چه به من؟

من اگر عاشق سنتور و ربابم به تو چه؟

تو اگر غرق نمازی چه کسی گفت چرا؟

من اگر وقت اذان غرقه به خوابم به تو چه؟

تو اگر لایق الطاف خدایی خوش باش

من اگر مستحق خشم و عتابم به تو چه؟

دنیا گرچه سراب است به گفتار شما

من به جد طالب این کهنه سرابم به تو چه؟

تو اگر بوی عرق می دهی از فرط خلوص

و من از رایجه مثل گلابم به تو چه؟

من اگر ریش سه تیغ کرده ام از بهر ادب

و اگر مونس این ژیلت و آبم به تو چه؟

تو اگر جرعه خور باده ی کوثر هستی

من اگر دردکش باده ی نابم به تو چه؟

تو اگر طالب حوری بهشتی خب باش

من اگر طالب معشوق شبابم به تو چه؟

تو اگر از ترس قیامت نکنی عیش عیان

من اگر فارق از روز حسابم به تو چه؟





موضوع: شعر طنز،
[ یکشنبه 21 دی 1393 ] [ 10:14 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

تیم ملی فلسطین حاضر به بازی در مقابل ایران نشد

اینم از برادران دینی ما در فلسطین

تیم ملی فوتبال فلسطین بدون عذر خواهی رسمی و بدلیل آنچه که مشکلات فنی خواند از بازی در برابر تیم ملی فوتبال ایران سر باز زد و رسانه ی ملی به سادگی یک خبر ساده از کنار واقعیت گذشت.

و نگفت که کاپیتان تیم فلسطین "رمزی صالح" گفته بود حاضر نیست در برابر تیمی رافضی بازی کند که برادران سنی اش را در سوریه قتل عام می کنند.

یا مربی تیم فلسطین که در کمال بی ادبی ایرانی را "حشد ذهیب براز" خواند (یعنی "بشکه ی پر از فاضلاب که فقط باید بشکه ی او باشد).

این هم از برادران مسلمان فلسطینی که دلارهاب نفتی ما سرازیر جیب هایشان می شود و هرسال در روزی کذایی بنام روز قدس آزادیشان را مطالبه مب کنیم. همان هایی که باور نمی کنیم حقی در اسرائیل ندارند و این اسرائیل است که حق می گوید و این زمین ها را خریده است. همین هایی که مردگانشان را شهید می خوانیم و هزاران همین هایی دیگر...





موضوع: مقالات حامد عبدالهی، خبر،
[ شنبه 20 دی 1393 ] [ 08:17 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

آزادی بیان

من با عقیده ی تو مخالفم اما تا پای جان از حق تو برای ابراز آن دفاع خواهم کرد.

(فرانسوا ماری آروئه معروف به ولتر، فیلسوف و نویسنده ی فرانسوی)







موضوع: دل نوشته،
[ شنبه 20 دی 1393 ] [ 02:33 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

Je Suis Charlie


دینی که برای جان انسان ها ارزشی قائل نیست، چگونه ادعای انسان شناسی و هدایت به راه راست دارد؟؟؟



حمله مسلمانان به کاریکاتوریست های فرانسوی تنها نشانی از ضعف فکری و نمایه ای از تفکر اسلامی در جهان بود.



برای مشاهده متن خبر اینجا کلیک کنید.



(البته این هم بگم که مشکل من فقط با اسلام نیست، هر دین و یا هر مکتبی که آدم بکشه به جهنم هدایت می کنه و نه بهشت)



این کار کشتن آزادی بیان بود. مگر مسمانان به باورهای دیگران اعتراض نمی کنند و یا کاریکاتور نمی کشند؟ چرا ازجانب فرانسه تا به حال به مجلات یمنی حمله نشده؟؟؟ کاریکاتور نمی تواند دلیل خوبی برای آدم کشی باشد حتی اگر کاریکاتور بدترین نوع اهانت را داشته باشد...


"توی این وبلاگ هم مطالب جالب و بی طرفانه ای در مورد این حمله نوشته شده که البته فیلتر شده"

لینک





موضوع: دل نوشته، عکس، خبر،
[ شنبه 20 دی 1393 ] [ 11:21 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

بازنده


برای فریب دادن، عده ای رو شیر می کنند و عده ای رو خر... مواظب باشید حیوان صفت نشید...

بازنده بازنده ست، چه درنده چه خزنده!!!!!!!!!!!!!!





موضوع: دل نوشته، اجتماعی،
[ جمعه 19 دی 1393 ] [ 12:39 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

دانشگاه نامه

سپاس و ستایش دانشگاه را، که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید دربه دری، هرترمی که آغاز می شود موجب پرداخت زر است و چون به پایان رسد مایه ضرر، پس درهر سال دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه ای واجب...

از جیب و جان که برآید .... کز عهده خرجش به درآید

الهی! با خاطری خسته، دل به کرم تو بسته، دست از اساتید شسته و در انتظار نمرات نشسته ام،

پاس شوند کریمی، پاس نشوند حکیمی، نیفتم شاکرم، بیفتم صابرم.

الهی! شهریه بالاست که میدانی و جیبم خالیست که می بینی.

نه پای گریز از امتحان دارم و نه زبان ستیز با استاد.

الهی! دانشجویی را چه شاید و از او چه باید؟

دستم بگیر یا ارحم الراحمین...





موضوع: طنز،
[ سه شنبه 16 دی 1393 ] [ 05:15 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

از دیده رفته


گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت...
سالهاست که از دیده ی من رفته ای...
لیک...
دلم از مهر تو آکنده هنوز...





موضوع: شعر، دل نوشته،
[ دوشنبه 15 دی 1393 ] [ 10:50 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

کش شلوار

یارو با بنز آخرین مدلش داشته توی اتوبان صد و هشتاد تا می رفته،

یهو می بینه یه موتور گازی ازش جلو میزنه!

خیلی شاکی می شه و پاش رو میزاره رو گاز و با دویست تا سرعت از بغل موتوره رد می شه.

یک مدت بعد دوباره موتوریه با سرعت از بغلش رد می شه!

یارو دیگه قاطی می کنه و با سرعت دویست و چهل تا ازش جلو می زنه!

همینجور که داشته با آخرین سرعتش می رفته یهو موتور گازه مثل تیر از بغلش رد می شه!

طرف کم میاره به موتوره علامت می ده که بیا بغل. خلاصه دوتایی نگه می دارن. یارو تا پیاده می شه می گه: "داداش خیلی باحالی، فقط بگو با موتور گازی چطور روی ما رو کم کردی؟"

موتوریه با رنگ پریده و نفس نفس زنان می گه: "والا داداش... خدا پدرت رو بیامرزه نگه داشتی!... کش شلوارم گیر کرده بود به آینه بغلت!"  





موضوع: طنز،
[ یکشنبه 14 دی 1393 ] [ 02:05 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

خسته ام

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی
بشنــود یـک نفـر از نــامــزدش دل بــرده
مثـل یــک افـسر تحقـیق شـرافـتـمـنـدی
کـه بـه پـرونده ی جـرم پسرش بـرخورده

خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ
بین دعوای پـدر مـادر خود گـم شده است
خستـه مثل زن راضـی شده به مهر طلاق
که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است

خسته مثـل پـدری کـه پسر معتـادش
غـرق در درد خمـاری شـده فـریـاد زده
مثل یک پیرزنی که شده سرباز عروس
پسـرش پیـش زنـش بـر سر او داد زده

خسته ام مثـل زنی حامله که ماه نهم
دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است
مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند
زنش اما به قسم خوردن او مشکوک است

خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه
کـه کسـی غیـر پـرستار سراغش نرود
خستـه ام بیشتر از پیـر زنـی تنهـا کـه
عیـد باشد نـوه اش سمت اتاقش نرود

خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید
غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است
شـده ام مثل مریضی که پس از قطع امید
در پی معجزه ای راهی مشهد شده است

(علی صفری)





موضوع: شعر،
[ یکشنبه 14 دی 1393 ] [ 10:33 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

آیا نور وزن دارد؟؟؟

آیا نور وزن دارد؟؟؟



شاید تا به حال با خود اندیشیده باشید که آیا نور هم وزن دارد و اگر هم دارای وزن است، این میزان تا چه اندازه‌ای می‌تواند باشد؟!

پاسخ به این سوال کار چندان دشواری نیست. در واقع نور یکی از اشکال پرتو الکترومغناطیسی بوده که بر اساس نظریات ارائه شده، توده فوتون‌های آن با دامنه یا طیف این پرتو در ارتباط است و اگر همان‌گونه که بسیاری از دانشمندان عقیده دارند برد نامحدودی داشته باشد، به این ترتیب باید فوتون‌ها بدون وزن باشند. بر اساس فرمول E=mc2 که از سوی انیشتین معرفی گردید نور دارای انرژی و برخی مشخصه‌های دیگر است، از این رو می‌تواند به گونه‌ای رفتار کند که دارای جرم ‌باشد.





موضوع: خبر،
[ شنبه 13 دی 1393 ] [ 12:04 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

عشق

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا كن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه ای از نرسیدن هایم
كوشش رود به دریا شدنش می ارزد

كیستم؟ باز همان آتش سردی كه هنوز
حتم دارد كه به احیا شدنش می ارزد

با دو دست تو فرو ریختن دم به دمم
به همان لحظه بر پا شدنش می ارزد

دل من در سبدی عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد

سال ها گرچه كه در پیله بماند غزلم
صبر این كرم به زیبا شدنش می ارزد

 

(علی اصغر داوری)





موضوع: شعر،
[ شنبه 13 دی 1393 ] [ 11:53 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

محروم


مرا محروم کردی از خودت این داغ سنگینی بود

چنان تحریم تنباکو برای ناصر الدین شاه


(حمیدرضا برقعی)





موضوع: شعر طنز،
[ شنبه 13 دی 1393 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

سه نقطه

ای دلبر من، ای قد و بالات سه نقطه!

ای چهره ی تو در همه حالات سه نقطه ...

لب بوووق و دهن بوووق و تمام سر و تن بوووق!

اصلا چه بگویم که سراپات سه نقطه ...

برخیز و میان همگان جلوه گری کن!

حال همه درحال تماشات سه نقطه ...

با دشمن خود یاری و با یار چو دشمن!

ای آنکه تولا و تبرات سه نقطه ...

آخر به زری یا ضرری یا که به زوری؟!

می گیرم از آن گوشه ی لب هات سه نقطه ...

چشم من و گیسوی تو "نه" چادر تو "خوب"!

دست من و بازوی تو "نه" پات سه نقطه ...

"تا باد صبا پرده ز رخسار وی انداخت"

این بخش خطرناک شده کات سه نقطه ...

آخر چه بگویم که توان چاپ نمودن؟!

ای بر پدر کل ادارات سه نقطه ...


(هادی جمالی)





موضوع: شعر طنز،
[ چهارشنبه 10 دی 1393 ] [ 03:37 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

دیدگاه مردم نسبت به موفقیت دیگران





موضوع: اجتماعی، عکس،
[ چهارشنبه 10 دی 1393 ] [ 02:00 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]