فروغ فرخزاد - عشق

من سردم است،

من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد.

ای یار، ای یگانه ترین یار، آن شراب مگر چند ساله بود ؟

نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد ،

و ماهیان چگونه گوشتهای مرا می جوند.

چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه میداری ؟

من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم ،

من سردم است و میدانم ،

که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی

جز چند قطره خون

چیزی به جا نخواهد ماند .

خطوط را رها خواهم کرد

و همچنین شمارش اعداد را رها خواهم کرد

و از میان شکل های هندسی محدود ،

به پهنه های حسی وسعت پناه خواهم برد

من عریانم عریانم عریانم...

مثل سکوت های میان کلام های محبت عریانم

و زخم های من همه از عشق است

از عشق عشق عشق ...

 

(فروغ فرخزاد)





موضوع: هنری، شعر،
[ دوشنبه 26 بهمن 1394 ] [ 01:23 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

چشم بر هم زدن - Blink of an eye

[ شنبه 24 بهمن 1394 ] [ 03:02 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

غرب وحشی - مقاله طنز

غرب وحشی

 

امروز صبح که از خونه اومدم بیرون مثل همیشه و همه ی مردم برای رفتن به محل کار وسایل حمل و نقل عمومی رو انتخاب کردم، به کوچه که رسیدم درحالی که از هوای پاک و بهاری تهران لذت می بردم به چند تا از همسایه ها بر خوردم که داشتن توی پارک محله ورزش می کردند.

یکی از همکاران خودم رو هم دیدم که داره با دوچرخه می ره سرکار. به سرکوچه که رسیدم به سمت خط کشی عابر پیاده حرکت کردم و مثل همیشه همه ی خودروها قبل از خط کشی توقف کردند تا من رد بشم.

از خیابون که رد می شدم یاد کشورهای غربی افتادم که چقدر وضعشون خرابه و مجبورن با آلودگی هوا زندگی کنند چون هنوز یاد نگرفتن برای رفتن به محل کار نباید از خودروی شخصی استفاده کرد و از اون گذشته توی خیابون بصورت مارپیچ حرکت می کنند و باعث ایجاد ترافیک می شن.


ادامه متن در ادامه مطلب
ادامه مطلب


موضوع: دل نوشته، مقالات حامد عبدالهی، طنز،
[ شنبه 24 بهمن 1394 ] [ 11:37 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

Passion - Paulo Coelho


Passion

“Passion makes a person stop eating, sleeping, working, feeling at peace. A lot of people are frightened because, when it appears, it demolishes all the old things it finds in its path.

No one wants their life thrown into chaos. That is why a lot of people keep that threat under control, and are somehow capable of sustaining a house or a structure that is already rotten. They are the engineers of the superseded.

Other people think exactly the opposite: they surrender themselves without a second thought, hoping to find in passion the solutions to all their problems. They make the other person responsible for their happiness and blame them for their possible unhappiness. They are either euphoric because something marvelous has happened or depressed because something unexpected has just ruined everything.

Keeping passion at bay or surrendering blindly to it - which of these two attitudes is the least destructive?

I don't know.”

_______________________________

Maria, in the book "Eleven Minutes" (by Paulo Coelho)





موضوع: مطالب انگلیسی،
[ دوشنبه 19 بهمن 1394 ] [ 09:30 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

اشعار باباطاهر

 

من آن شمعم که اشکم آتشین بی

که هر سوته دلی حالش همین بی

همه شب گریم و نالم همه روز

بیته شامم چنان روزم چنین بی

 

زدست عشق هر شو حالم این بی

سریرم خشت و بالینم زمین بی

خوشم این بی که موته دوست دیرم

هر آن ته دوست داره حالش این بی

 

دو چشمانت پیاله، پر ز می بی

خراج ابروانت ملک ری بی

همی وعده کری امروز و فردا

نمیدانم که فردای تو کی بی

 

(بابا طاهر عریان)





موضوع: هنری، شعر،
[ دوشنبه 12 بهمن 1394 ] [ 09:18 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

حالم...


حالم را به هم نزن، غم هایم به تازگی ته نشین شده است.





موضوع: دل نوشته،
[ دوشنبه 12 بهمن 1394 ] [ 09:13 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

بنی آدم اعضای یک پیکرند...


بجز سیاستمدران بنی آدم اعضای یک پیکرند.





موضوع: اجتماعی،
[ یکشنبه 11 بهمن 1394 ] [ 12:57 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

فال قهوه...

یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی ام

آرام وسرد گفت:که در طالع شما...

قلبم تپید، باز عرق روی صورتم نشست

گفتم بگو مسافر من میرسد ؟ و یا...

با چشمهای خیره به فنجان نگاه کرد!

گفتم چه شد؟ سکوت بود و تکرار لحظه ها

آخر شروع کرد به تفسیر فال من...

با سر اشاره کرد که نزدیکتر بیا

اینجا فقط دو خط موازی نشسته است

یعنی دو فرد دلشده ی تا ابد جدا

انگار بی امان به سرم ضربه میزدند

یعنی که هیچ وقت نمی آید او خدا؟؟؟

گفتم درست نیست، از اول نگاه کن

فریاد زد:بفهم رها کرده او تو را....!!!





موضوع: شعر، هنری، دل نوشته،
[ سه شنبه 6 بهمن 1394 ] [ 10:34 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

نگرانم - یاسر قنبرلو

نگرانم

نگرانم !‌ ولی چه باید كرد

عشق ، دلوا لپسی نمی فهمد

درد من ، خط ِ میخی است عزیز

درد من را كسی نمی فهمد ! ...

.

بغض كردن میان خندیدن

تكیه دادن به كوه ِ نامرئی

خسته ام از ضوابط عُــرفی

خسته ام از روابط شــرعی...

.

هیچ كس ،‌ هیچ كس نمی داند

به نگاهت چه عادتی دارم

هیچ فرقی نمی كند دیگر

ــ‌ اینكه با تو چه نسبتی دارم ــ





موضوع: هنری، شعر،
[ دوشنبه 5 بهمن 1394 ] [ 10:19 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

کاریکاتور تاثیر رسانه بر ذهن مردم





موضوع: عکس،
[ یکشنبه 4 بهمن 1394 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]