تجاوز در قرن بیست و یک

چرا در قرن بیست‌ویکم هنوز تجاوز وجود دارد؟



تجاوز چیست؟ تفاوت سکس با تجاوز چیست؟ چرا تجاوز غیراخلاقی است؟ برای پاسخ به این سؤالات ابتدا باید تجاوز را تعریف کرده و تفاوت آن با رابطه‌ی جنسی را مشخص کنیم. طبق تعریف عمومی، «تجاوز جنسی به معنی انجام نزدیکی جنسی با فرد، بدون رضایت اوست.» بنابراین، ازنظر فیزیکی تقریبا هیچ تفاوتی بین سکس و تجاوز وجود ندارد. تنها تفاوت این دو در کلمه‌ی «رضایت» نهفته است. می‌توان گفت که برای آقایان داشتن رابطه‌ی جنسی با افراد مختلف، حتی زمانی که رابطه‌ی عاطفی وجود ندارد، ممکن و ساده است، اما خانم‌ها به‌طور عمومی چنین رابطه‌ای را نمی‌پسندند.
علت اینکه خانم‌ها نمی‌پذیرند با هرکسی رابطه‌ی جنسی داشته باشند، چیست؟ به نظر علت آن کاملا احساسی و ذهنی است. خانم‌ها عموما حسود و متعصب هستند و تقریبا عموم آن‌ها خود را وفادار و تک‌همسری می‌بینند؛ اما این امر ذاتی نیست، زیرا در جهان خانم‌هایی وجود دارند که حاضرند برای پول با هرکسی باشند. البته اغلب این افراد از طرف جامعه طرد شده و مورد سرزنش قرار می‌گیرند، اما چرا؟ اینکه ازنظر فیزیکی و ذهنی برای خانم‌ها ممکن است  بدون داشتن رابطه‌ی احساسی، رابطه‌ی جنسی برقرار کنند با توجه به وجود خانم‌های فاحشه اثبات می‌شود.
ادیان نقش مهمی در این مسئله ایفا کرده‌اند. تقریبا در تمامی ادیان داشتن رابطه‌ی جنسی خارج از حوزه‌ی ازدواج منع شده است و به علت برتری مردان، اگر چنین اتفاقی می‌افتاده، حتما این خانم بوده که مورد سرزنش و تنبیه قرار می‌گرفته است. همین‌طور که در اسلام می‌بینیم سزای زن خرابکار سنگسار است و تنها شوهر و پدر او می‌تواند ادعای چنین گناهی را اثبات کند؛ بنابراین، خود مفهوم تجاوز نیز از ادیان نشاءت گرفته و شاید راه فراری برای خانم‌ها بوده است.
البته اجبار کردن کسی به رابطه‌ی جنسی خود باعث احساس حقارت در فرد می‌شود، اما به نظر علت اصلی این احساس تعریف سخت‌گیرانه‌ی ادیان از رابطه‌ی جنسی و باور عمومی در این مورد بوده است. پس تا حد زیادی تجاوز غیراخلاقی است، چون ادیان و مردم آن را غیراخلاقی می‌دانند و خانم‌ها از آن فرار می‌کنند تا مورد سرزنش و تنبیه قرار نگیرند.
از سویی دیگر، در جامعه‌ی امروز، به‌خصوص در غرب، تعاریف از رابطه‌ی جنسی کمی تغییر کرده و دیگر رابطه‌ی جنسی تنها به ازدواج محدود نمی‌شود؛ بااین‌وجود همچنان شکایت‌های مبنی بر تجاوز از جانب خانم‌ها دیده می‌شود. این موضوع می‌تواند دو علت داشته باشد؛ اول، به دلیل حمایت قانون از خانم‌ها در این مسئله، ممکن است فرد از موضوع سوءاستفاده کرده و برای کسب درآمد از مرد شکایت کند. دوم، در خانواده‌ها و جوامع مذهبی‌تر هنوز عرف جامعه چنین رفتاری را نمی‌پذیرد و خانم چنین باور دارد که این عمل گناه بوده و برای رهایی از احساس گناه و سرزنش اطرافیان دست به شکایت می‌زند.
من این مقاله را برای توجیه این مسئله ننوشته‌ام و به‌شخصه علت چنین رفتاری از جانب مردان را هم نمی‌دانم، اما به نظرم هیچ مرد سالم ازنظر روانی، دست به چنین کاری نمی‌زند، زیرا حداقل در جوامع غربی دیگر نیازی به این رفتار نیست. مسئله‌ای که برای من جالب است، مقاومت زنان نسبت به این امر و تأکید بر واژه‌ی «تجاوز» و «غیراخلاقی» بودن آن از جانب دولت‌ها و مردم، به‌خصوص مذهبیان، است که چرا در عصری که خانم‌ها از بند گناه بودن برهنگی و فاحشگی گذشته‌اند و حتی در کشورهای مسلمان و به‌شدت مذهبی مانند ایران خانم‌ها با نشان دادن بدن خود و داشتن رابطه‌ی عاطفی خارج از محدوده ی ازدواج، مشکلی ندارند، هنوز واژه‌ی «تجاوز» به قدرت سابق شنیده می‌شود. به نظرم این مسئله نیاز به بررسی و تفکر بیشتر دارد...




موضوع: مقالات حامد عبدالهی، اجتماعی، علمی - آموزشی،
[ یکشنبه 22 مرداد 1396 ] [ 02:48 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

کار، عار نیست؟؟؟

کار، عار نیست؟؟؟



بعضی‌ها به درجه‌ای از توهم رسیدن که میگن «همه‌ی شغل‌ها باهم برابرند» یا به قول قدیمی‌ها «کار عار نیست.» اما اگه بخوایم واقع‌گرایانه به موضوع نگاه کنیم کار، عار است و مسلما همه‌ی مشاغل با هم برابر نیستند؛ مثلا چطور میشه گفت که یک مهندس با یک کارگر ساده فرقی نداره؟ چطور میشه گفت رئیس با کارمند فرقی نداره؟ بعضی شغل‌ها به‌خودی‌خود نسبت به باقی جایگاه بالاتر و مهم‌تری دارند و از نظر درآمد هم برابر نیستند.
سؤال اینکه اگه از نظر شما همه‌ی شغل‌ها برابرند، پس چرا باید تلاش کرد که دکتر یا مهندس شد؟ چرا باید تلاش کرد که رئیس یا مدیر یک مجموعه شد؛ پس شغل‌ها برابر نیستند و به ذات تفاوت درجه دارن، اما اینکه باید به همه‌ی افراد با هر جایگاهی احترام گذاشته بشه، شکی نیست. از طرف دیگه، همه هم نباید دکتر و مهندس بشن که؛ هرکس باید بر اساس استعدادها و علایق شخصیش کارش رو انتخاب کنه. یکی دوست داره موسیقی‌دان بشه، یکی دوست داره بنا بشه، هیچ اشکالی نداره و اگر واقعا تخصص داشته باشه می‌تونه به چیزهایی که می‌خواد برسه، اما حق نداره برای اینکه کم‌کاری یا بی‌علاقگی خودش رو توجیه کنه بگه «کار، عار نیست.»
پس بهتره به‌جای زندگی تو دنیای خیال و توهم، تو واقعیت زندگی کرد و منطقی به ماجرا نگاه کنیم. تازه اگر واقعی‌تر هم بخوایم نگاه نکنیم متوجه می‌شیم که مهم نیست چقدر تلاش می‌کنی، مهم اینه که تو چه خانواده و چه سطحی از جامعه به دنیا آمدی؛ کسی که تو روستا به دنیا آمده هرگز امکانات رسیدن به جاهای بالا رو نداره، و حتی اگر با شانس و کلک هم به اون بالا برسه، باز در واقعیت به‌جایی نرسیده و اصلا بلد نیست که از جایگاهش استفاده کنه و لذت ببره.
حداقل تو ایران میشه به‌جرئت این شعر شاهین نجفی رو باور کرد که «برو کار می نکن بپرس چیست کار؟ به فاک رفته را حرف مفتی است کار.» خودمونو گول نزنیم و به چرندیات قدیمی‌ها هم دل نبندیم که اگر اونا چیزی حالیشون بود الان وضع ما این نبود...





موضوع: دل نوشته، اجتماعی، مقالات حامد عبدالهی،
[ سه شنبه 10 مرداد 1396 ] [ 02:22 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]