جنگ میان ما...

در من نوید جنگ غم انگیز دیگریست
در چشم هام جرات چنگیز دیگریست

جنگ میان ما دو نفر کشته می دهد
وقتی که دستهات گلاویز دیگریست

فهمیده ام که داغ جنوب از وجود توست
اهواز بی حضور تو، تبریز دیگریست

با نخل های شهر شما شرط بسته ام
پشت خزان طی شده پاییز دیگریست

در دادگاه... کافه... تفاوت نمی کند
وقتی خدای قصه، سر میز دیگریست

(امید صباغ نو)




موضوع: هنری، شعر،
[ یکشنبه 30 مهر 1396 ] [ 12:57 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

یعنی که...

تفکیک کردی زوج را از فرد، یعنی که
از گرمی دستت شدم دلسرد، یعنی که

عاشق نبودی تا بفهمی حال و روزم را
کاری که عشقت با وجودم کرد، یعنی که

مانند هیزم های مصنوعی شومینه
می سوزم و پایان ندارم، درد یعنی که

محتاج دستان کسی باشی که می خواهد
آواره باشد در خودش این مرد، یعنی که

شب ها به دور از تکیه گاه و سرپناهی امن
باشد رفیق یک سگ ولگرد، یعنی که

چیزی نماده تا ته این جاده ی بن بست
این راه های بی برو برگرد، یعنی که

یک روز شاید زود، شاید دیر... می فهمی
زخم زبان مردم نامرد یعنی چه...

(امید صباغ پور)




موضوع: هنری، شعر،
[ پنجشنبه 27 مهر 1396 ] [ 09:43 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

15 مهر - زادروز سهراب سپهری






موضوع: هنری، خبر، شعر،
[ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 03:10 ب.ظ ] [ حامد عبدالهی ]

تنهایی انقدرها که میگن هم بد نیست

به نظر من تنهایی
همیشه هم بد نیست...
مثل یه اتاق خالیه که فقط ماله خودته...
مراقب باش تا
یکی سرشو نندازه باید تو اتاقت و
تنهاییتو با یه احساس اشتباه پر کنه،
بعدم بذاره و بره و
تو بمونی با یه اتاق تاریک بدون کلید!
اینجوری دنیا پر میشه از
آدم ها تو یه اتاق تاریک
با یه عالم چاله و چوله که
پر از حسای اشتباهن...




موضوع: دل نوشته،
[ پنجشنبه 6 مهر 1396 ] [ 08:51 ق.ظ ] [ حامد عبدالهی ]